» با سلام خدمت تمامی خوانندگان این وبلاگ.
» وبلاگ ISLUNIV مخفف ISLAMSHAHR UNIVERSITY (دانشگاه اسلامشهر) است.
» این وبلاگ از مهر 84 الی شهریور 87 فعالیت کرده است.
» مدیریت وبلاگ صادقR (صبا) است و در رشته الکترونیک دانشگاه اسلامشهر تحصیل کرده است.
» دلیل اصلی ساخت این وبلاگ بررسی مشکلات دانشگاه بود.
» نوشتن خاطرات و مطالب طنز و زنده نگه داشتن خاطرات این سالها دلیل دوم من بود.
» در این 3 سال در دانشگاه دوستان جدیدی پیدا کردیم و چیزهای جدیدی یاد گرفتیم که خواندن آنها خالی از لطف نیست.
» دوست داشتم چیزهایی را بنویسم که به خاطر مشغله های روزمره موفق به آن نشدم.
» به تعدادی از دوستان ID دادم اما ظاهرا زیاد علاقه مند به ادامه وبلاگ نبودند.
» اکنون که می بینم فارغ التحصیل شده ام و دیدی از دانشگاه ندارم وبلاگ را برای مطالعه به چشمان زیبای شما می سپارم.
» گاه گاهی با نظراتتان وبلاگ منو تزیین کنید.
» در این وبلاگ حدود 530 مطلب در موضوعات مختلف قرار دارد.
در این بخش مطالبی درباره معرفی دانشگاه به صورت کلی قرار دارد.
در این قسمت یه سری مطالب آموزشی برای دانشجویان گذاشتم.
درباره دانشجویان دختر مطلب نوشتم.
درباره دانشجویان پسر مطلب قرار دادم.
مطالب طنز و سرگرمی توی این بخش هستش.
در مورد شهر اسلامشهر
دانشگاه با عشق دختر ها و پسر ها به هم زنده است.
غولی به نام کنکور پیش روی دانشجویان
چطور دل یه نفر رو تو دانشگاه بدست میارید؟؟؟
چطور و با کی آشنا بشیم و دوست بشیم؟
مطالب جدیدی که الان دیگه قدیمی شدند.
عشق محبتی است 2 طرفه هم در دانشگاه و هم خارج از آن
دانشگاه و مشکلاتی که باهاش روبرو بودیم
یکی از دوستان بد قول ما قرار بود که آموزش موسیقی بزاره ولی بد قولی کرد.
چه دختر چه پسر ، بخونید.
مسایل مالی رو در این بخش دنبال کنید.
خاطره زنده اند به قدرت نوشته ها.
گالری از تصاویر دوستان و خودم
آموزش وبلاگ نویسی ، که زیاد نیست اما مفید است.
این بخش مربوط به دانشجویان گیتار دوست است.
مربوط به تمامی دانشجویان کشور است.
چند سال پیش در چنین روزی
مطالب گوناگون
-----------------------------------
در این قسمت نام و آدرس سایت تمامی دانشگاهها قرار داره.
کلیپ هایی از بر و بچ دانشگاه خودمون
فیلتر شکن های قوی(مسئولیت استفاده با خودتون)
* نقشه وبلاگ
در این بخش می توانید مطلبی رو که می خواهید پیدا کنید.
**** لیستی از تمامی نوشته های وبلاگ من ****
* روز شعر و ادب پارسی و بزرگداشت استاد شهریار
* جشن شکوفه ها " ویژه کلاس اولی ها"
* پیشرفت تکنولوژی در سال 3000 (تصاویر متحرک)
* رشته های کاردانی موجود در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
* اطلاعیه و شروط یک آقا برای ازدواج!!
* آن صداي چه بود؟ (از زبان يك راهب مسيحي)
* برگزیده ترین ایمیل سال از نظر زنان
* راه های راحت شدن از دست خانم ها
* هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتین
* تفکرات دخترها و پسرها در مورد پدرانشان
* برنامه هفتگی خانم های ایرانی
* پيامهای بازرگانی ؛ تأمين آتيه فرزندان!
* تقدیم به آقایون ئه مجرد دانشجو ... !!!!!!!
* آموزش خودکشی... (فقط جنبه سرگرمی داره .. نکشی خودتو خونت بیفته گردن ما )
* راز آفرینش (نه جدی و نه طنز)
* 30 راه ذله کردن خواهر ها و برادرها
* شباهت ازدواج کردن و سربازی رفتن !!!
* روشهای جلوگیری از ماهواره ...
* رشته های کاردانی پیوسته موجود در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
* رشته های کارشناسی ناپیوسته موجود در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
* رشته های کارشناسی موجود در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
* ♣♣ سایت آموزشکده سما اسلامشهر
* » لینک های من زیر درخت آلبالو گم شده...
* ایمیل ریاست محترم واحد اسلامشهر
* آقای رئیس جمهور ... تغییر در ظرفیت های قبولی در کنکور سراسری لطفا
* معانی مختلف برای مکاتب مختلف
* انسان نقطه ای است بین دو بی نهایت
* شغل شریف خانه داری و مادر شدن برای مریم خانم
* هستی چه بود،قصه ی پررنج و ملالی
* کــــــــاش می شــــــد عـطـــــر بــــــاران را چشـــــــید
* حقیقتی کوچک برای آنانی که می خواهند زندگی خود را 100% بسازند!!!
* ساخت درایو مجازی در ویندوز xp تنها با یک دستور داس
* قرار دادن پیام تبریک به مناسبت روز معلم
* » اشتباه اغلب وبلاگ نویسان در استفاده از پیوندهای روزانه
* راهنمای استفاده از بلاگفا به روایت خود بلاگفا
* راهنمای حل مشکل در ورود به بخش مدیریت وبلاگ
* راهنمای میز کار (Control Panel)در سایت بلاگفا
* معرفی سامانه خرید اینترنتی بانک ملت
* سیستم خریداری هوشمند ژتون در دانشگاه اسلامشهر
* تغییر نام بی درنگ و بدون قید و شرط نام "خلیج جعلی عربی" به خلیج فارس در گوگل
* جوان ایرانی"خلیج عربی"در گوگل را کور کرد
* توصیه ای به دانشجویان از طرف استاد ورزش
* اخلاق دخترها از سال 1230 تا 1400
* معرفی FreeGate برای عبور از ف...
* 50 روش مردم آزاری(بخون و بخند)
* چگونه پس زمینه درایو هایمان عکس قرار دهیم.
* تصویر تیم بتن دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر 3
* تصاویر تیم بتن دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
*تصاویر تیم بتن دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
* جدول زمانبندی حذف و اضافه در نیمسال دوم 87-86
* لینک انتخاب واحد اینترنتی آموزشکده فنی و حرفه ای سماء
* سایتهای دانشگاهی و دکتر جاسبی
* انتخاب واحد و سهل انگاری دانشگاه...
* ورود به وب سایت دانشگاه اسلامشهر
* نقد جزوه نگین عماری + واقعا BIOS چیست ؟
* نگین عماری یکی از بی لیاقت ترین اساتید دانشگاه آزاد
* ترانه ی Chris Deburg-the lady in red
* بر وبچ اسلامشهر و امپراطور دریا
* این هم عکس بر و بچ امپراتور دریا
* والپیپر های سریال امپراطور دریا برای کامپیوتر سری 2
* والپیپرهای سریال امپراطور دریا
* یانگوم این همه عکس از خودش نداره
* وای بچه ها چقدر یانگوم اینجاست
* شام غریبان است و گلویم پر بغض
* اطلاعیه تغییر برنامه امتحانات نیمسال اول سال تحصیلی 87-86
* باز این چه شورش است که در خلق عالم است..
* نقد آموزشکده فنی و حرفه ای شهید بهشتی کرج
* خدمت سربازی برای دانشجویان پسر
* تدریس تا روز آخر (علاقه یا اجبار )
* ای خدا هارد HARD دلم FORMAT مكن .!
* اهمیت ورزش برای دانشجویان عزیز و تپلی
* هستیم مثل دیروز*می مانیم برای فردا
* کسب رتبه سوم مسابقات بتن سبک سازه ای دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)
* درج خبر موفقیت تیم بتن اسلامشهر در سایت خبرگزاری آموزش نیوز
* تیم بتن دانشگاه اسلامشهر در دانشگاه تهران
* نسخه ی کامل و اختصاصی قویترین دیکشنری جهان Babylon 7.0.0 r16
* ما به دانشگاه آزاد عشق مي ورزيم؟
* نسخه ی کامل و اختصاصی قویترین دیکشنری جهان Babylon 7.0.0 r16
* تیم بتن دانشگاه اسلامشهر در دانشگاه تهران
* گزارش تصویری جشن دانشجویی دانشجویان اسلامشهر
* به دلیل پاره ای از مشکلات...
* ساده ولی زیبا به تو لبخند میزنم
* چگونه مصرف سوخت خودروی خود را بهینه کنیم
* 8 روش مفید برای جلوگیری از بی شوهری دانشجویان دختر !
* جشن فارغ التحصیلی دانشگاه اسلامشهر
* کدام لاستیک پنچر شده بود(خاطره)
* اعتراض دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامشهر
* درباره آموزشکده فنی و حرفه ای سما واحد اسلامشهر
* آموزشکده فنی و حرفه ای سما اسلامشهر
* گالری تصاویر آموزشگاه فنی و حرفه ای سما واحد اسلامشهر
* آموزش کامل قرار دادن پست توی بلاگفا
* متن و آكورد زندون دل ريتم6/8 اسلوراك
* گزارش تصویری / در حاشیه آزمون کنکور سراسری 1386
* سوالات مدار ۲ استاد شاه منصوریان
* مبارزه با بد حجابی در کلاس استاد شاه منصوریان
* فکر میکنی زندگی غیر از اینه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
* تفاوت كشورهاي ثروتمند و فقير
* دانشجو و امتحان به روايت تصوير
* پيشگيری از ترشيدگی يا چگونه مجرد نمانيم ؟؟؟
* امروز در تاریخ سه شنبه اول آبان ماه سال ۱۳۸۶ هجری شمسی
* کلمات شنیده شده از افراد مختلف هنگام مرگ
* آخرین کلمات شنیده شده از افراد مختلف
* خدمت در سربازی در 61 کشور دنیا ! ! !
* معاونت امور دانشجویی دانشگا ه آزاد واحد اسلامشهر
* بزرگان ایران(اساتید ایرانی دانشگاها)
* چه آشی چه کشکی اومدید درس بخونید نه اینکه غذا بخورید
* معرفی چند سایت معتبر برای آپلود مستقیم فایل
* آپلود 2 گیگابایت فایل! با لینك مستقیم!
* 10 اشتباه آزار دهنده در وبلاگهای فارسی
* شعارهای برگرفته از پیام روز جهانی استاندارد
* روز جهانی نابینایان(عصای سفید)
* جنگجوی خون آشام خدایان آتن و اورشلیم
* راهنمای انتخاب واحد دانشگاه اسلامشهر
* الیاس آخرین بار تو دانشگاه ما دیده شد!!!
* همراه شیطان با آنتن دهی بالا!
* اندر حکایت رشته مهندسی صنایع
* شهریه دانشگاه آزاد(برداشت آزاد)
* ریاست دانشگاه آزاد (نظر یادتون نره)
* چرا اینهمه شهریه صرف آموزش مانمیشه ؟
* برادر فلسطینی هم وطنت نیستم ولی شکوه ایستادگی ات را می ستایم
* آئین نامه انتقالات دانشجویان
* ارتباط مستقیم با معاونت آموزشی دانشگاه
* السلام علیک یا علی ابن ابی طالب
* موفقیت دانشجوی واحد اسلامشهر در مسابقات تنیس روی میز
* یه سری دیگه از قوانین عجیب موجود در جهان!!!!!
* عجیب ترین و خنده دار ترین قوانین جهان
* بدون شناختن شكل نت روی پنچ خط حامل میتونید ملودی بزنید اونم با یه تبلچر
* ماه مبارک رمضان بر تمامی مسلمانان مبارک باد
* کی میگه به هواپیماها نمیرسن!!
* شروع سال تحصیلی جدید بر شما دانشجویان عزیز مبارک
* من زن میخوام با این مشخصات!? (تنظ)
* آموزش گیتار (سبك پاپ) قسمت چهارم
* آموزش گیتار (سبك پاپ) قسمت سوم
* آموزش گیتار (سبك پاپ) قسمت دوم
* آموزش گیتار (سبك پاپ) قسمت اول
* درج خبر موفقیت تیم بتن دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر در سایت کانون مهندسین دانشکده فنی دانشگاه تهران
* آنچه دختران تمایل دارند از پسران بدانند
* روش های مبارزه با بحران بی شوهری
* شیرین ترین و آموزنده ترین لحظه زندگی پروفسور حسابی
* آئین نامه انتقالات دانشجویان
* روابط ریاضی حاکم برسرعت گیرهای خیابانی
* دروس ارائه شده در ترم اول 86-87 دانشگاه آزاد واحد اسلامشهر
* جدول زمان بندی انتخاب واحد به صورت اینترنتی نیمسال اول 87-86
* قابل توجه کلیه دانشجویان گرامی
* دختران دانشجو از آغاز تا پایان
* ارتباط دانشجویان دختر با یانگوم
* می دانم دانشجو هستند شغلشان چیست
* چطور تو دانشگاه سر حرف رو با یه دختر باز کنیم
* آموزش گام به گام مخزنی تو دانشگاه
* صد و یک راه برای ذله کردن دخترها!
* همه جور بلوتوث بازی در دانشگاه مجازه
* دختران باید در خانه باشند و آشپزی یاد بگیرند
* پیشی گرفتن دختران در دانشگاه ها
* تقلب جوهر وجودی هر امتحانی است
* یک مراقب خوب چگونه مراقبی است
* دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
سحرم دولت خواب آلوده
آمد و گفت : بخواب آسوده
كه نه آن خسرو شيرين آمد
نه نگارت به هر آيين آمد
پس مبادا قدحي دربكشي
به تماشا همه جا سر بكشي
گفتم: آن دولت بيدار چه شد؟
مژده ي آمدن يار چه شد؟
گفت: آن دولت بيدار افتاد
كودتايي شد و از كار افتاد
تيغ بيداد گران كاري شد
يار هم صيغه ي اجباري شد
رفت از طرف چمن باد صبا
وز خرابات مغان نور خدا
دوره ي سروو گل و لاله گذشت
آتش ودود شده دامن دشت
باغبان رفته و گل پژمرده
گرگ آهوي ختن را خورده
اجنبي ريشه گل را چيده
مزرع سبز فلك خشكيده
گفتم: از داس مه نو چه خبر؟
گفت: نه داس نه چكش نه تبر
آرزوها همه بر باد شده
دست يغماگري آزاد شده
در ره كعبه بيابان هم نيست
پاي را خار مغيلان هم نيست
نيست در دير مغان شيدايي
دفتري در گرو صهبايي
يار خوي كرده و خندان لب نيست
اهل آن صحبت وآن مطلب نيست
قدسيان مانده پريشان و خموش
بر نيايد دگر از عرش خروش
هيچ بي گريه دمي سر نكنند
شعر حافظ دگر از بر نكنند
نه زميخانه و مي نام و نشان
نه كسي در طلب پير مغان
گشته پنهان به پس پرده ي تار
خنده ي جام مي و زلف نگار
نيست دگر ز ملائك خبري
كه بكوبند ز ميخانه دري
گفتم: آن دلبر پر شور كجاست؟
ترك شيرازي مشهور كجاست؟
گفت: او هم ز وطن كنده شده
در سمرقند پناهنده شده
خال هندويي خود كرده عمل
شده همرنگ مقيمان محل
گفتم: اميد مسيحا نفسي؟
گفت: او مرد و نفهميد كسي!
گفتم: آن خلوتي نافه گشا؟
گفت: از ترس شلوغي زده جا!
گفتم: آن خسرو شيرين دهنان؟
گفت: شد رهبر خونين كفنان
گفتمش: چهچه ي مرغ سحر؟
گفت: عصرانه بريدندش سر
گفتمش: يوسف كنعان آمد؟
گفت: از چاه به زندان آمد
گفتمش: راست بگو حق با كيست؟
جنگ هفتادو دو ملت سر چيست؟
گفت: دعوا سر جنگ افزار است
بهترين سود دراين بازار است
گفتمش: هيچ در اين عهد و زمان
« بوي بهبود از اوضاع جهان؟»
گفت: از بهر تو فرياد رسي
نيست غير از خود تو هيچ كسي
منبع : یادداشتهای تنهایی
دستخط هركس اسرار نهفته اي را در مورد شخصيت او آشكار مي كند.تحليل دستخط هرفرد مي تواند بيش از 100 خصوصيت از شخصيت او را براي ما معرفي كندو ما مي توانيم نكات مهمي را در مورد خصوصيات فرد و روابط شخصي و روابط شغلي وي دريابيم.
ميخواهيد به برخي از حقايقي كه در دستخط شما نهفته ، آگاهي يابيد؟!…
ما در اين مورد به شما كمك كرده ايم:

دستخط و نوع واكنش فرد در قبال مسايل مختلف زندگي
ميزان شيب دستخط هركس، نشاندهنده نوع واكنش عاطفي فرد در موقعيتهاي عاطفي است.هر قدر دستخط شما به سمت راست يا چپ متمايل باشد ( شكل 1 و 2 ) ، واكنش شما در قبال مسايل زندگي، عاطفي تر است. يعني: « شما تحت فرمان قلب خود هستيد». و اگر دستخط شما حالت عمودي دارد (شكل3) ، واكنش هاي شما بيشتر منطقي و عقلاني است. يعني معمولاً براساس حقايق، اطلاعات و منطق، واكنش نشان مي دهيد و واكنش شما در قبال مسايل مختلف زندگي، كمتر جنبه احساسي دارد. يعني: « شما تحت فرمان مغز خود هستيد».

دستخط و شيوه تفكر
مردم به روشهاي مختلفي مي انديشند. شما چطور!؟… آيا درك بسيار سريعي داريد و قبل از آنكه توضيح گوينده راجع به مسئله اي به پايان برسد، منظور وي را به خوبي در مي يابيد و يا خير، در اين زمينه كندتريد و بايد با دقت بيشتري به مطالب توجه كنيد و دير به نتيجه گيري مي پردازيد؟
نحوه نوشتن حروف m و n بيانگر روش تفكر شماست ( در زبان فارسي، احتمالاً طرز نوشتن حروف دندانه دار مثل « س » و «ش » و غيره مي تواند روش تفكر شخص را نشان دهد).اگر شما حروف m و n را بصورت نوك تيز مي نويسيد كه شبيه w و u مي شود( شكل 4 )، شما فردي سريع الانتقال هستيد كه مسايل را خيلي زود درك مي كند. اما اگر حروف m و n را به شكل قوس دار مي نويسيد (شكل 5) ، شما فردي دقيقتر هستيد ولي سرعت درك كمتري داريد.

دستخط و قدرت تجزيه و تحليل فرد
اگر شما حروف m و n را بصورت خطوطي شكسته مي نويسيد ( شكل6)، بطوري كه در بين دندانه ها، حرف v كوچكي ايجاد مي شود، شما از قدرت تحليل خوبي برخورداريد. اما اگر دندانه هاي حروف m و n را قوس دار مي نويسيد (مثل دستخط بچه هاي ابتدايي)، در زمينه تجزيه و تحليل مسايل ضعيف هستيد (شكل7).
دستخط و رك گويي شخص
اگر در زندگي شخصي رك گو و صريح هستيد و براي طرح يك موضوع اصلاً طفره نمي رويد و زياد به مقدمه چيني نمي پردازيد، شما معمولاً نخستين حرف از هركلمه را از بالاي خط تراز، نمي نويسيد(شكل8). اما اگر نخستين حرف از هر كلمه را از روي خط تراز شروع مي كنيد (شكل9) ، شما فردي هستيد كه در رفتار و گفتار خود حاشيه مي رويد و حرفتان را رك و صريح بيان نمي كنيد. مثلاً ابتدا از وضعيت آب و هوا مي گوييد، بعد راجع به بازي فوتبال شب قبل صحبت مي كنيد و بعد شروع به گفتن حرف مورد نظرخود مي نماييد.

اكنون شما چه فكر مي كنيد!؟. . .
اكنون شما فكر مي كنيد، فردي كه تحت فرمان مغز خويش است، مطالب را سريع درك مي كند، تحليل گر است و رك گو مي باشد، با فردي كه تحت فرمان قلب خويش است، مطالب را بطور آهسته تر و دقت و توجه بيشتري درك مي كند، چندان تحليل گر نيست و در گفتار و كردار خود، مستقيم به سر اصل مطلب نمي رود، آيا اين دو نفر مي توانند با هم دوست شوند، ازدواج كنند و سازگاري داشته باشند!؟…
البته من ! فكر ميكنم، شناخت ، درك، معتبر شمردن و احترام گذاشتن به تفاوتهاي يكديگر، مي تواند مسيري طولاني به سمت سازگاري و توافق دو نفر باشد و تحليل دستخط افراد، نه مانع سازگاري و به تفاهم رسيدن آنها باهم ، بلكه كمكي در راه تشخيص و درك تفاوتهاي آنان جهت سعي در به تفاهم رسيدن آنها باشد.
منبع : یادداشت های تنهایی
یک مرکز خرید وجود داشت که زنان می توانستند به آنجا بروند و مردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد.
این مرکز، پنج طبقه داشت و هر چه که به طبقات بالاتر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر میشد. اما اگر در طبقه ای دری را باز می کردند باید حتما آن مرد را انتخاب می کردند و اگر به طبقه ی بالاتر می رفتند دیگر اجازه ی برگشت نداشتند و هرکس فقط یک بار می توانست از این مرکز استفاده کند.
روزی دو دختر که با هم دوست بودند به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را پیدا کنند.
در اولین طبقه، بر روی دری نوشته بود: “این مردان، شغل و بچه های دوست داشتنی دارند.”
دختری که تابلو را خوانده بود گفت: “خوب، بهتر از کار داشتن یا بچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینیم بالاتری ها چگونه اند؟”
پس به طبقه ی بالایی رفتند…
در طبقه ی دوم نوشته بود: “این مردان، شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند.”
دختر گفت: “هوووومممم… طبقه بالاتر چه جوریه…؟”
طبقه ی سوم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ی زیبا دارند و در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند.”
دختر: “وای…. چقدر وسوسه انگیر… ولی بریم بالاتر.” و دوباره رفتند…
طبقه ی چهارم: “این مردان شغلی با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی دارند. دارای چهره ای زیبا هستند. همچنین در کارهای خانه نیز به شما کمک می کنند و اهداف عالی در زندگی دارند”
آن دو واقعا به وجد آمده بودند…
دختر: “وای چقدر خوب. پس چه چیزی ممکنه در طبقه ی آخر باشه؟”
پس به طبقه ی پنجم رفتند…
آنجا نوشته بود: “این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند! از این که به مرکز ما آمدید متشکریم و روز خوبی را برای شما آرزومندیم!”
1- خودستايي :
99.99% پسرها به اين درد مبتلا هستند. دائم دارن در مورد خودشون و شاهکارهاشون حرف ميزنن . طوري که آدم فکرميکنه پسرها به جاي شکم مادر, احتمالاً از دماغ فيل به دنيا اومدن . بيماري خودستايي در پسرها کاملاً ريشه تاريخي و اسطوره اي داره و هميشه هم دخترها رو آزار داده (افسانه معروف نارسيس). پسرها وقتي به يه دختر ميرسن هميشه درحال حماسه سرايي در مورد خودشون هستن و خودشون رو موجودات بي عيب و نقصي جلوه ميدن که بايد روي سر گذاشت و حلوا حلوا کرد. آقايون! برادران ! داداش من! بس کن ! باور کن هرچقدر خودتو پائين تر بياري و سعي کني خاکي تر و خودموني تر و در دسترس تر باشي, براي همه, چه دختر و چه پسر جذاب تر و محبوب تري . هيچ دختري دوست نداره که با پسري دوست باشه که دائم در مورد خودش, استعدادش, گيتارش, ماشينش, سگش, وبلاگش و هزار و يک چيز ديگه رجز ميخونه! باور کن که اگه يه خورده هم از اون برج عاجت بياي پائين و واقعي تر و خودموني تر باشي , خيلي راحت تر ميتوني اعتماد و دوستي دخترها رو بدست بياري .
2- يه گوش در و يه گوش دروازه :
خانمهايي که اينو ميخونين, اگه بهتون بگم که در 70% زماني که شماها دارين با پسرها حرف ميزنيد, اونا اصلاً صداي شما رو هم نميشنون , باورتون ميشه؟! متاسفانه اکثر پسرها به اين عادت بد مبتلا هستند که موقعي که يه دختر با اونها داره حرف ميزنه, دارن به يه چيزه ديگه فکر ميکنن . فهميدن اين موضوع خيلي راحته, شما دارين مثلاً راجع به جشن تولدتون حرف ميزنين و دوست پسر شما هم با يه حالت رمانتيک داره " مثلاً" به حرف شما گوش ميده و گاهي وقتها هم يه "آره, خوب , بعدش" هم تحويلتون ميده , اما وقتي حرفتون تموم شد, ايشون يهو ميپرسن "راستي جشن تولدت چي شد! ؟" . من نتونستم بفهمم که اين عادت غريزيه يا اينکه قابل درمانه , اما به نظرم اگه آدم دلش بخواد ميتونه به حرف ديگران توجه کنه . خلاصه توصيه من به پسرها اينه که يا ياد بگيرن که همزمان دو سه تا کار رو تو مغزشون انجام بدن ( که بتونن به حرف دخترها هم توجه کنن) يا اينکه جدي جدي به حرف دخترها گوش کنن . باور کنيد خيلي کار بديه که آدم بياد و کلي حرف واسه يه نفر بزنه و بعدش بفهمه طرف اصلاً گوش نميداده ... من اگه جاي دخترها بودم با لنگه کفش ميکوبيدم تو مغز اون پسر !
3- زل زدن به بقيه دخترها :
بعضي از پسرها واقعاً روي هرچي هواپيماي جاسوسي رو کم کردن , چشم و گردنشون به صورت کاملاً اتوماتيک به سمت هر دختري که تا شعاع 150 متريشون مياد برميگرده و انگار دارن طرف رو با نگاهشون ميخورن! از همه بدتر اينه که اين کارو جلوي دوست دخترشون انجام ميدن و از اون خيلي خيلي بدتر اينه که بعد از اينکه خوب ديد زدن يه " آه ه ه ه" غمناک ميکشن!!!! اي بابا, شما ديگه کي هستين !؟ يه دختر بيچاره ريخت قناس شما رو تحمل ميکنه و باهاتون مثلاً مياد بيرون که شما اينو تحويلش بدين! ؟ ببينيد , ميدونم که منظور خاصي ندارين و همينجوري ناخودآگاه توجهتون جلب ميشه, اما حداقل ظاهر رو که ميتونيد حفظ کنيد؟ لزومي نداره گردنتونو 180 درجه بچرخونيد يا اينکه تو خيابون برين تو باند مخالف تا بتونيد فلان دختر رو بهتر ديد بزنيد . همينکه فقط با چشم يه نگاه کوتاه بندازين کافيه ... وسط خيابون کاري که نميتونيد بکنيد پس چرا سرکه نقد رو به خاطر حلواي نسيه از دست ميدين؟ اگه دوستتون به همون نگاه هم حساسه , يه راه حل آسون داره, يه عينک آفتابي کاملاً تيره (مدل ماتريکسي که کاملاً چشم رو بپوشونه)==> بخرين و بزنيد, اينجوري کسي نميتونه حرکات چشم شما رو متوجه بشه , هم شما ضايع نشدين, هم اون مشکل غريزي حل شده
...
4- بي کلاس بودن :
اين يکي هم خيلي ميتونه آزار دهنده باشه , متاسفانه اکثر پسرهاي اين دوره زمونه, نه حرف زدن , نه راه رفتن , نه غذا خوردن و نه رفتار درست با يک خانم رو بلدن. ياد بگيرين که هميشه مثل يه جنتلمن رفتار کنيد. اين جمله معروفه که براي دخترها يه آدمکش مودب و باکلاس از يه شاهزاده بي ادب و بينزاکت جذاب تره ! جنتلمن بودن يه سري قواعد ساده و آسون داره که واقعاً با تمرين کردن ميشه يادشون گرفت و بهشون عادت کرد . هيچ وقت جلوتر از يه دختر راه نريد. موقع سوار ماشين شدن در رو براشون باز کنيد. قبل از اونها رو صندلي نشينيد . وقتي که تو خيابون راه ميريد اونها بايد سمت پياده رو باشن و شما سمت خيابون . موقع حرف زدن, هر چقدر هم که خودموني باشين , کلمات رکيک به کار نبريد. با صداي بلند حرف نزنيد و نخنديد. بي سر و صدا و تميز غذا بخوريد . اگه سيگاري هستين, بدون اجازه اونها سيگار نکشيد. روي زمين تف نکنيد . هيچ وقت در يک محل عمومي لباستون و مخصوصاً جلوي شلوارتون رو مرتب نکنيد... و هزار و يک نکته ديگه. اينو بدونيد که با کلاس بودن به هيچ وجه علامت زن ذليل بودن و اين چيزها نيست . برعکس, ابهتي که پسرهاي جنتلمن دارن باعث ميشه که دخترها به صورت اتوماتيک تابع اونها بشن و ميشه گفت يه جورايي محو شخصيت اونها بشن . ميگين نه!؟ امتحان کنيد
6- تندروي :
يكي از ايرادهاي پسرها اينست كه در ابتدايي آشنايي با يك دختر حتي وقتي بار اول و دومشان هم نباشد ‚ خيلي عجول پيش مي روند ... همون روزهاي اول 1000 تا سوال مي پرسند و خيلي هول هستند كه روابط را صميمانه تر كنند ولي اين افراط منتهي به تفريط ميشه ... خيلي خوشايند نيست كه فرصت نمي دهند تا سير طبيعي آشنايي به دوستي و بعد صميميت برسد ... اين سرعت عمل خيلي زود همه چيز را عادي و كسل كننده مي كند.
7- جدي نگرفتن دخترها :
هنوز هم خيلي از پسرها معتقدند راجع به مسائل جدي منطقي نبايد با دوست دخترشون حرف بزنند انگار كه اين جنس لطيف ازين بحث هاي جدي خراش بر مي دارد ... اگر از حرف هاي محبت آميز دوستانه بگذرند شروع مي كنند به تعريف وقايع بي اهميت روزمره كه همه در مورد شخص خودشون ‚تعريف ديگران از ايشان و البته دلاوري ها و جوانمردي هاي بي شمارشون ...و اگر راجع به يك بحث جدي يا موضوع اجتماعي سخن به ميان بياد يا قضيه را شخصي تلقي مي كنند و يا خيلي سريع از موضوع عبور مي كنند . و البته قصدشان اينست كه افكار ظريف دوست دخترشان را از تهاجم افكار خشن حفظ كنند و اگر خيلي مودب باشند سكوت مي كنند و در اولين فرصت بحث را عوض مي كنند و معتقدند تا مسائل جالبي مثل دوستي و عشق و از همه مهمتر خود آنها هست چرا وقتشون رو هدر بدهند .
8- وعده هاي سرخرمن :
مطمئناً اين چيزي نيست كه دختري تجربه نكرده باشد من آمار دقيقي ندارم اما همه كساني كه من مي شناسم اين ليف به تنشان خورده ... پسرها وقتي شاد مي شوند و يا حس مي كنند كه شادي دوست دخترشان كم شده به اين حربه متوسل مي شوند و بدون در نظر گرفتن امكانات و تواناييشان وعده مي دهند و جالب اينجاست كه در آن لحظه اصلا قصد فريب دادن و يا خلف وعده ندارند اما بعداً هي دعا مي كنند كه از يادش برود يا اينقدر مودب باشد كه به روي مبارك نياورد ... و بعد از مدتي از ياد خودشان هم ميرود اما افسوس كه از ياد دوست دخترشان نخواهد رفت حتي اگر برويتان نياورد اين را به حسابتان مي نويسد و وقتي تكرار شد كم كم اعتمادش را به شما از دست مي دهد ... راه حل قضيه خيلي ساده است هرگز وعده هيچ چيز را ندهيد . اصلاً لزومي ندارد كه كاري كه مي خواهيد فردا براي دوست دخترتان انجام بدهيد ازامروز بگوييد ... فايده اينكار اينست كه شما در انجام آن كار مختار هستيد و اگر به دليلي منصرف شديد يا به تعويق افتاد احساس شرمساري نمي كنيد و براي انجام آن هم وظيفه نداريد چون وعده اي نداديد . دوست دخترتان هم از پيش منتظر نمي ماند و در صورت تعويق وعده از شما نااميد نمي شود كه توانايي انجام وعده هايي كه مي دهيد نداريد در عوض سورپريز مي شود . باور كنيد هيچ دختري ازينكه به او وعده شادي بخشي نداديد از شما گله نخواهد كرد. پس وجه خود را به خطر نياندازيد.
9- صداقت زيادي :
بعضي از پسرها صداقت را با آزار و اذيت اشتباه مي گيرندو از روي صميميت تمام جزييات عشق اولشان يا حتي عشق هاي بعدي را براي دوست دخترشان شرح مي دهند و اينكه چقدر مورد بي وفايي و بي توجهي قرار گرفتند و دل نازكشون چقدر آسيب ديده ... و با صداقت هرچه بيشتر تمام آنچه كه هر لحظه بشون گذشته را تشريح مي كنند . اينكه چطور عاشق شدند چقدر فداكاري كردند و هميشه هم اضافه مي كنند كه قصد ازدواج داشتند و عشقشون كاملا پاك بوده ... و صداقت و مظلوميت خودشون رو چنان اثبات مي كنند كه دل سنگ آب بشه. باور كنيد هيچ دختري دوست نداره شرح سوزناك عاشقي دوست پسرش را بشنود .اين كار اعتماد دوست دخترتان به شما را نه تنها زياد نمي كند .شما را ضعيف و نخواستني جلوه مي دهد و اينكه احتمالاً شما با جنس مخالف مشكل داريد و بهشون بدبين شديد و اين خيلي ميتونه روي قضاوت دوست دخترتون تاثير بد بگذاره .
10- مقايسه :
بعضي از پسرها مدام در حال مقايسه زنهاي محبوب زندگيشون (به جز مادرشون كه قابل قياس با هيچ بشري نيست ) با دوست دخترشون هستند...اين زن محبوب ممكن زن تنها برادرش باشه كه خيلي باكلاس و مورد تاييد و توجه كل فاميل يا خاله جوان و مجردش باشه يا حتي عشق اولشون باشه كه خيلي روي ذهنشون تاثير گذاشته ...اصلا مهم نيست كه اين زن محبوب كيه و از كجا امده ولي توانايش در جلب نظر مثبت آنقدر بوده كه هر از چند گاهي دوست دختر شون بايد به شرح فضايلشون گوش بده ... باور كنيد اينكه خاله شما گيتاريست يا دخترخالتون خيلي قشنگ مي رقصد به دوست دخترتون مربوط نيست . از همه بدتر اينكه بعضي پسرها برخلاف دسته اول از بقيه دخترها و خانمها در حضوردوست دخترشون بدگويي مي كنند . ازاندام و ظاهر لباس تا رفتار و حركات و... حتي كوچكترين ايرادها رو به زبون ميارند و درحقيقت نشان مي دهند كه چطور همه خانمها را زير ذره بين كاملاً بررسي مي كنند و مدام هم نتيجه بررسي ها را به اطلاع دوست دخترشون مي رسانند يا صفات جور واجور روي دخترها مي گذارند .اينكار در جمع پسرها جالب اما جلوي دوست دخترتون به صرف اينكه خيلي صميمي هستيد و اين حرفها را با هم نداريد به بقيه دخترها متلك نگوييد . ممكن است دوست دختر شما در ظاهر بخندد اما اين لبخند رضايت نيست ... باور كنيد.
11- نجيب يا نانجيب :
بعضي پسرها تكليفشان را با مساله نجابت معلوم نمي كنند و هميشه مشغول گيج كردن سايرين هستند . خصوصاً دوست دخترشون... اگر پاي صحبت اين پسرها بشيني هميشه دم از روشنفكري ‚ روابط آزاد و سالم و ... مي زنند وقتي با دختري دوست مي شوند مدام به بهانه هاي گوناگون اين قضيه آزادي روابط را جلو مي كشند و همه سعي شان در اين است كه خيلي دوست دخترشان با آنها احساس راحتي كند و خيلي هم احساس روشنفكري مي كنند . اما اگر بخواهند يك دختر نجيب را تصوير كنند آن دختر به احتمال قوي ‚ دوست دخترشان نيست‚ بلكه دختري است كه دوست پسر ندارد !!! اشتباهي كه بيشتر پسرها مي كنند اشاره به اين نكته است . اگر دوست نداريد آغازگر جنگ جهاني باشيد زودتر تكليف خودتون رو روشن كنيد.
سبيل
بعضي از مردان مانند هركول پوآرو با سيبيل خوش تيپ ميشوند. هيچ زني وجود ندارد كه با سبيل زيبا بنظر برسد
اسامي مستعاراگر سارا، نازنين، عسل و رويا با هم بيرون بروند، همديگر را سارا، نازنين، عسل و رويا صدا خواهند زند. اگر بابك، سامان، آرش و مهرداد با هم بيرون بروند، همديگر را گودزيلا، بادام زميني، تانكر و لاك پشت صدا خواهند زد
پرداخت صورتحساب ميز
وقتي صورتحساب را مي آورند، با اينكه كلا 15هزار تومان شده، بابك، سامان، آرش و مهرداد هر كدام 10 هزار تومان روي ميز ميگذارند. وقتي دختران صورتحساب را دريافت ميكنند، ماشين حسابهاي جيبي خود را بيرون مي آورند
پول
يك مرد 2000 هزار تومان براي يك جنس 1000 توماني مورد نيازش مي پردازد. يك زن 1000 تومان براي يك جنس 2000 توماني كه نيازي به آن ندارد مي پردازد.
بگو مگوها
حرف آخر را در جر و بحث ها زنان ميزنند. هر چيزي كه يك مرد بعد از آن بگويد، شروع يك بگو مگوي ديگر خواهد بود
آينده
يـك زن تــا زمانيكه ازدواج نكرده نگران آينده است. يك مرد تا زمانيـكـه ازدواج نـــكرده هــــرگز نگران آينده نخواهد بود
موفقيت
يــك مرد موفق كسي است كه بيشتر از آنچه هـمــسرش خرج ميكند درآمد داشته باشد. يك زن موفق كسي است كه بتواند چنين مردي را پيدا كند
ازدواج
يك زن به اميد اينكه شوهرش تغيير كند با او ازدواج ميكند،ولي تغيير نميكند. يك مــرد به اين اميد با همسرش ازدواجميكند كه تغيير نكند، ولي تغيير ميكند
روابط
اول از همه، يك مرد يك رابطه را يك رابطه بحساب نمي آورد. وقتي رابطه اي تمام ميشود، زن شروع به گريه نموده و سفره دلش را براي دوستان دخترش ميگشايد و نيز شعري با عنوان "همه مردها نادانند" مي سرايد. سپس به ادامه زندگيش ميپردازد. مرد هنگام جدايي اندكي مشكلاتش بيشتر است. 6 ماه پس از جدايي ساعت 3 نيمه شب يك پنجشنبه، تلفن ميزند و ميگويد: "فقط ميخواستم بدوني كه زندگيمو از بين بردي، هيچوت نمي بخشمت، ازت متنفرم، تو يه ديوانه اي، ولي ميخوام بدوني باز هم يه فرصتي برامون باقي مونده." نام اين كار تماس تلفني "ازت متنفرم/عاشقتم" است كه 99 درصد مردان حداقل يك بار آنرا انجام ميدهند. برخي كلاسهاي مشاوره اي مخصوص مردان براي رها شدن از اين نياز تشكيل ميشود كه معمولا تاثيري در بر ندارند
بلوغ
زنان بسيار سريعتر از مردان بالغ ميشوند. اغلب دختران 17 ساله ميتوانند مانند يك انسان بالغ رفتار كنند. اغلب پسران 17 ساله هنوز در عالم كودكانه بسر برده و رفتارهاي ناپخته دارند. به همين دليل است كه اكثر دوستي هاي دوران دبيرستان به ندرت سرانجام پيدا ميكنند
فيلم كمدي
فرض كنيد چند زن و مرد در اتاقي نشته اند و ناگهان سريال نقطه چين شروع مي شود. مردها فورا هيجان زده شده و شروع به خنده و همهمه ميكنند، و حتي ممكن است اداي بامشاد را نيز درآورند. زنان چشمانشان را برگردانده و با گله و شكايت منتظر تمام شدنش ميشوند
دست خط
مردها زياد به دكوراسيون دست خطشان اهميت نميدهند. آنها از روش "خرچنگ غورباقه" استفاده ميكنند. زنان از قلم هاي خوشبو و رنگارنگ استفاده كرده و به "ي" ها و "ن" ها قوس زيبايي ميدهند. خواندن متني كه توسط يك زن نوشته شده، رنجي شاهانه است. حتي وقتي مي خواهد تركتان كند، در انتهاي يادداشت يك شكلك در انتها آن ميكشد
حمام
يك مرد حداكثر 6 قلم جنس در حمام خود دارد - مسواك، خمير دندان، خمير اصلاح، خود تراش، يك قالب صابون و يك حوله. در حمام متعلق به يك زن معمولي بطور متوسط 437 قلم جنس وجود دارد. يك مرد قادر نخواهد بود اغلب اين اقلام را شناسايي كند
خواروبار
يك زن ليستي از جنسهاي مورد نيازش را تهيه نموده و براي خريدن آنها به فروشگاه ميرود. يك مرد آنقدر صبر ميكند تا محتويات يخچال ته بكشد و سيب زميني ها جوانه بزنند. آنگاه بسراغ خريد ميرود. او هر چيزي را كه خوب بنظر برسر مي خرد
بيرون رفتن
وقتي مردي ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني براي بيرون رفتن حاضر است. وقتي زني ميگويد كه براي بيرون رفتن حاضر است، يعني 4 ساعت بعد وقتي آرايشش تمام شد، آماده خواهد بود
گربه
زنان عاشق گربه هستند. مردان ميگويند گربه ها را دوست دارند، اما در نبود زنان با لگد آنها را به بيرون پرتاب ميكنند
آينه
مردها خودبين و مغرور هستند، آنها خودشان را در آينه چك ميكنند. زنان بامزه اند، آنها تصوير خود را در هر سطح صيقلي بازديد ميكنند -- آينه، قاشق، پنجره هاي فروشگاه، برشته كننده ها، سر طاس آقاي زلفيان
تلفن
مردان تلفن را به عنوان يك وسيله ارتباطي براي ارسال پيامهاي كوتاه و ضروري به ديگران در نظر ميگيرند. يك زن و دوستش مي توانند به مدت دو هفته با هم باشند و بعد از جدا شدن و رسيدن به خانه، تلفن را برداشته و به مدت سه ساعت ديگر با هم شروع به صحبت كنند
آدرس يابي
وقتي يك زن در حال رانندگي احساس ميكند كه راه را گم كرده، كنار يك فروشگاه توقف كرده و از كسي كه وارد است آدرس صحيح را ميپرسد. مردان اين را به نشانه ضعف ميدانند. آنها هرگز براي پرسيدن آدرس نمي ايستند و به مدت دو ساعت به دور خودشان ميچرخند و چيزهايي شبيه اين ميگويند: "فكر كنم يه راه بهتر پيدا كردم،" و "ميدونم كه بايد همين نزديكي باشه، اون مغازه طلا فروشي رو ميشناسم
پذيرش اشتباه
زنان بعضي اوقات قبول ميكنند كه اشتباه كردند. آخرين مردي كه اشتباهش را پذيرفته 25 قرن پيش از دنيا رفته است
فرزند
يك زن همه چيز را در مورد فرزندش مي داند: قرارهاي دكتر، مسابقات فوتبال، دوستان نزديك و صميمي، قرارهاي رمانتيك، غذاهاي مورد علاقه، اسرار، آرزوها و روياها. يك مرد بطور سربسته و مبهم فقط ميداند برخي افراد كم سن و سال هم در خانه زندگي ميكنند
لباس شيك پوشيدن
يك زن براي رفتن به خريد، آب دادن به گلهاي باغچه، بيرون گذاشتن سطل زباله و گرفتن بسته پستي لباس شيك مي پوشد. يك مرد فقط هنگام رفتن به عروسي و يا مراسم ترحيم لباس رسمي برتن ميكند
شستن لباسها
زنان هر چند روز يك بار لباسهايشان را ميشويند. مردها تك تك لباس هاي موجود در كمد، حتي روپوش و اونيفرم جراحي هشت سال پيش خود را مي پوشند و هنگاميكه لباس تميزي باقي نماند، يك لباس كثيف بر تن نموده و كوه ايجاد شده از لباسهاي چرك خود را با آژانس به خشك شويي منتقل ميكنند
عروسي
هنگام ياد كردن از عروسي ها، زنان در مورد "مراسم جشن" صحبت ميكنند، مردان درباره "ميهماني هاي دوران مجردي
اسباب بازي
دختران كوچك عاشق عروسك بازي هستند و وقتي به سن 11 يا 12 سالگي ميرسند علاقه شان را از دست ميدهند. مردان هيچگاه از فكر اسباب بازي رها نميشوند. با بالا رفتن سن آنها اسباب بازي هايشان نيز گران قيمت تر و پيچيده تر ميشوند. نمونه هاي از اسباب بازيهاي مردان: تلويزيون هاي مينياتوري و كوچك، تلفنهاي اتومبيل، مخلوط كن و آب ميوه گيري، اكولايزرهاي گرافيكي، آدم آهني هاي كنترلي، گيمهاي ويدئويي، هر چيزي كه روشن و خاموش شده، سر و صدا كند و حداقل براي كار كردن به شش باتري نياز داشته باشد
گل و گياه
يك زن از شوهرش ميخواهد وقتي مسافرت است به گل ها آب دهد. مرد به گلها آب ميدهد. زن پنج روز بعد به خانه اي پر از گلها و گياهان پژمرده برميگردد. كسي نميداند چرا اين اتفاق افتاده است
از کلیه دوشیزگان قدبلند زیباروی واجد شرایط زیر تقاضا داریم تقاضانامهها و رزومه خود را جهت ربودن دل بنده به صورت پیغام در قسمت نظرات یا به وسیله ایمیل به نشانی بنده بفرستند.
بدیهی است پس از انجام بررسیهای کامل، نام افراد دارای صلاحیت به وسیله همین تریبون اعلام خواهد شد
نکته: ما تو کارمون پارتی بازی نداریم، یعنی لطفا از قرار دادن پول نقد در نامه یا پیغام خود بپرهیزید و هی نگید ما فامیل فلانی هستیم
شرایط پذیرش
1. سن بالاتر از 18سال و کمتر از 22سال باشد.
2. قد کمتر 165سانتیمتر و بالاتر از 175سانتیمتر نباشد.
3. افراد خیلی ترکهای و زیادی چاق قابل پذیرش نیستند. (چون من حوصله رژیم چاقی و کلاس لاغری ندارم)
4. هر وقت من خواستم میریم هر رستورانی که من گفتم. آبگوشت، کوفته، کلهپاچه و میرزاقاسمی با کلی سیرترشی دوست دارم.
5. اهل کادو خریدن و هر روز لاو ترکوندن نیست
6.اگر خدای نکرده، زبانم لال، خدا اون روز زو نیاره که ازدواج کردم و وبال گردنم شدی، مامانم اینا و مامانت اینا نداریم. خوشم نمیاد.
7. عمراً نفقه بدم. چهاردهتا هم بیشتر مهر نمیکنم.
8. باید یک جایی کار کنی، یک کاری هم واسه عصر من گیر میاری چون حوصله مسافرکشی و رانندگی ندارم
9. بابات باید پولدار باشه تا من در صورت لزوم بتونم بتیغمش.
10. پول اضافی ندارم بایت پوشک کامل بچه بدم. میری کهنه و لاستیک میخری، خودت میشوری.
11. به مامانت میگی سیسمونی خوب بیاره
12. باید خوشگل باشی چون پول واسه لوازم آرایش نمیدم.
13. موهای وزوزی نباید داشته باشی، چون نرمکننده ایرانی الآن شیشهای هزار تومن شده.
14. موهای خرمایی و مشکی رو ترجیه میدم.
15. نباید ورزشکار باشی چون قدرتت خیلی زیاد می شه !.
16. اگه سر کار بری یا کاری داشته باشی نباید دیرتر از 5 خونه باشی.
17. از الان باید کلاس آیروبیک بری تا چندسال دیگه بد هیکل نشی، پولشم از بابات بگیر. من 10سال دیگه زن شکم گنده نمیخوام
18. باید فال قهوه بلد باشی بگیری، چون من دوست دارم.
19. مانتوی تنگ نمیپوشی.
20. دوستات رو هم هر روز نمیاری خونه. فهمیدی.
21. یک ماشین ظرفشویی هم قاطی جاهازت بذار. دوست ندارم پوستم خراب بشه.
22. لازم نیست واسه یک خونه 50متری، جاهاز خونه 200متری بخری.
23. من مبل تختخواب شو دوست دارم
حالا در خدمتیم
جواز بهشت
روزي مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد، کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم.مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم.فرشته گفت: اين سه امتياز.مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم.فرشته گفت: اين هم يک امتياز.مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم.فرشته گفت: اين هم دو امتياز.مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند.فرشته لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر شد!
اتومبيل مردي كه به تنهايي سفر مي كرد در نزديكي صومعه ای خراب شد. مرد به سمت صومعه حركت كرد و به رئيس صومعه گفت : «ماشين من خراب شده. آيا مي توانم شب را اينجا بمانم؟ »
رئيس صومعه بلافاصله او را به صومعه دعوت كرد. شب به او شام دادند و حتي ماشين او را تعمير كردند. شب هنگام وقتي مرد مي خواست بخوابد صداي عجيبي شنيد. صداي كه تا قبل از آن هرگز نشنيده بود . صبح فردا از راهبان صومعه پرسيد كه صداي ديشب چه بوده اما آنها به وي گفتند :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
مرد با نا اميدي از آنها تشكر كرد و آنجا را ترك كرد.
چند سال بعد ماشين همان مرد بازهم در مقابل همان صومعه خراب شد .
راهبان صومعه بازهم وي را به صومعه دعوت كردند ، از وي پذيرايي كردند و ماشينش را تعمير كردند. آن شب بازهم او آن صداي مبهوت كننده عجيب را كه چند سال قبل شنيده بود ، شنيد.
صبح فردا پرسيد كه آن صدا چيست اما راهبان بازهم گفتند: :« ما نمي توانيم اين را به تو بگوييم . چون تو يك راهب نيستي»
اين بار مرد گفت «بسيار خوب ، بسيار خوب ، من حاضرم حتي زندگي ام را براي دانستن فدا كنم. اگر تنها راهي كه من مي توانم پاسخ اين سوال را بدانم اين است كه راهب باشم ، من حاضرم . بگوئيد چگونه مي توانم راهب بشوم؟»
راهبان پاسخ دادند « تو بايد به تمام نقاط كره زمين سفر كني و به ما بگويي چه تعدادي برگ گياه روي زمين وجود دارد و همینطور باید تعداد دقيق سنگ هاي روي زمين را به ما بگويي. وقتي توانستي پاسخ اين دو سوال را بدهي تو يك راهب خواهي شد.»
مرد تصميمش را گرفته بود. او رفت و 45 سال بعد برگشت و در صومعه را زد. مرد گفت :« من به تمام نقاط كرده زمين سفر كردم و عمر خودم را وقف كاري كه از من خواسته بوديد كردم . تعداد برگ هاي گياه دنيا 371,145,236,284,232 عدد است و 231,281,219,999,129,382 سنگ روي زمين وجود دارد»
راهبان پاسخ دادند :« تبريك مي گوييم . پاسخ هاي تو كاملا صحيح است . اكنون تو يك راهب هستي . ما اكنون مي توانيم منبع آن صدا را به تو نشان بدهيم.»
رئيس راهب هاي صومعه مرد را به سمت يك در چوبي راهنمايي كرد و به مرد گفت : «صدا از پشت آن در بود»
مرد دستگيره در را چرخاند ولي در قفل بود . مرد گفت :« ممكن است كليد اين در را به من بدهيد؟»
راهب ها كليد را به او دادند و او در را باز كرد.
پشت در چوبي يك در سنگي بود . مرد درخواست كرد تا كليد در سنگي را هم به او بدهند.
راهب ها كليد را به او دادند و او در سنگي را هم باز كرد. پشت در سنگي هم دري از ياقوت سرخ قرار داشت. او بازهم درخواست كليد كرد .
پشت آن در نيز در ديگري از جنس ياقوت كبود قرار داشت.
و همينطور پشت هر دري در ديگر از جنس زمرد سبز ، نقره ، ياقوت زرد و لعل بنفش قرار داشت.
در نهايت رئيس راهب ها گفت:« اين كليد آخرين در است » . مرد كه از در هاي بي پايان خلاص شده بود قدري تسلي يافت. او قفل در را باز كرد. دستگيره را چرخاند و در را باز كرد . وقتي پشت در را ديد و متوجه شد كه منبع صدا چه بوده است متحير شد. چيزي كه او ديد واقعا شگفت انگيز و باور نكردني بود.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.....اما من نمي توانم بگويم او چه چيزي پشت در ديد ، چون شما راهب نيستید
چهار دانشجو که به خودشان اعتماد کامل داشتند يک هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند. اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاريخ امتحان اشتباه کردهاند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا کنند و علت جا ماندن از امتحان را برای او توضيح دهند . بنابر اين آنها براي توجيه غيبت در امتحانشان فكري كردند !
آنها به استاد گفتند : ما به شهر ديگری رفته بوديم که در راه برگشت لاستيک خودرومان پنچر شد و از آنجايی که زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولانی نتوانستيم کسی را گير بياوريم و از او کمک بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم. استاد فکری کرد و پذيرفت که آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند.
چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند. آنها به اولين مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سؤال خيلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند. سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازی پشت ورقه پاسخ بدهند که سؤال اين بود :
کدام لاستيک پنچر شده بود...؟!!
منبع : persian-star
درباره ازدواج بسیار گفته و شنیده ایم. اما مطالبی كه در زیر می آید شاید برای شما تازگی داشته باشد.
از میان ضرب المثل های ملل مختلف و همین طور سخنان شخصیت های بزرگ جهان پیرامون ازدواج شصت مورد را انتخاب كرده ایم. بسیاری از این حرف ها جنبه شوخی و مزاح دارد اما تعداد دیگری از آنها شاید وصف حال من و شما باشد! همین طور قسمت دیگری از این گفته ها می تواند برای عده ای حكم كلید راهنما را داشته باشد.
1-هنگام ازدواج بیشتر با گوش هایت مشورت كن تا با چشم هایت.( ضرب المثل آلمانی)
2- مردی كه به خاطر ” پول ” زن می گیرد، به نوكری می رود. ( ضرب المثل فرانسوی)
3- لیاقت داماد ، به قدرت بازوی اوست . ( ضرب المثل چینی)
4- زنی سعادتمند است كه مطیع ” شوهر” باشد. ( ضرب المثل یونانی
5- زن عاقل با داماد ” بی پول ” خوب می سازد. ( ضرب المثل انگلیسی )
6- زن مطیع فرمانروای قلب شوهر است. ( ضرب المثل انگلیسی )
7- زن و شوهر اگر یكدیگر را بخواهند در كلبه ی خرابه هم زندگی می كنند. ( ضرب المثل آلمانی )
8- داماد زشت و با شخصیت به از داماد خوش صورت و بی لیاقت . ( ضرب المثل لهستانی )
9- دختر عاقل ، جوان فقیر را به پیرمرد ثروتمند ترجیح می دهد. ( ضرب المثل ایتالیایی)
10-داماد كه نشدی از یك شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .( ضرب المثل فرانسوی )
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با یكی ثروتمند می شوی و با دیگری فقیر. ( ضرب المثل ایتالیایی )
12- در موقع خرید پارچه حاشیه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقیق كن . ( ضرب المثل آذربایجانی
)
13- برا ی یافتن زن می ارزد كه یك كفش بیشتر پاره كنی . ( ضرب المثل چینی
)
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصیل انتخاب كن . ( ضرب المثل چینی )
15- اگر خواستی اختیار شوهرت را در دست بگیری اختیار شكمش را در دست بگیر. ( ضرب المثل اسپانیایی)
16- اگر زنی خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوی با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار . ( ضرب المثل تركی )
17- ازدواج مقدس ترین قراردادها محسوب می شود. (ماری آمپر)
18- ازدواج مثل یك هندوانه است كه گاهی خوب می شود و گاهی هم بسیار بد. ( ضرب المثل اسپانیایی )
19- ازدواج ، زودش اشتباهی بزرگ و دیرش اشتباه بزرگتری است . ( ضرب المثل فرانسوی )
20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشیمانی است . ( سقراط )
21- ازدواج مثل اجرای یك نقشه جنگی است كه اگر در آن فقط یك اشتباه صورت بگیرد جبرانش غیر ممكن خواهد بود. ( بورنز )
22- ازدواجی كه به خاطر پول صورت گیرد، برای پول هم از بین می رود. ( رولاند )
23- ازدواج همیشه به عشق پایان داده است . ( ناپلئون )
24- اگر كسی در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است . ( محمد حجازی
)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نیست ، ولی می توانیم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنیم . ( خانم پرل باك
)
26- با زنی ازدواج كنید كه اگر ” مرد ” بود ، بهترین دوست شما می شد . ( بردون)
27- با همسر خود مثل یك كتاب رفتار كنید و فصل های خسته كننده او را اصلاً نخوانید . ( سونی اسمارت)
28- برای یك زندگی سعادتمندانه ، مرد باید ” كر ” باشد و زن ” لال ” . ( سروانتس
)
29- ازدواج بیشتر از رفتن به جنگ ” شجاعت ” می خواهد. ( كریستین
)
30- تا یك سال بعد از ازدواج ، مرد و زن زشتی های یكدیگر را نمی بینند. ( اسمایلز )
31- پیش از ازدواج چشم هایتان را باز كنید و بعد از ازدواج آنها را روی هم بگذارید. ( فرانكلین )
32- خانه بدون زن ، گورستان است . ( بالزاك
)
33- تنها علاج عشق ، ازدواج است . ( آرت بوخوالد
)
34- ازدواج پیوندی است كه از درختی به درخت دیگر بزنند ، اگر خوب گرفت هر دو ” زنده ” می شوند و اگر ” بد ” شد هر دو می میرند. ( سعید نفیسی )
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنایی، سه ماه عاشقی ، سه سال جنگ و سی سال تحمل! ( تن
)
36- شوهر ” مغز” خانه است و زن ” قلب ” آن . ( سیریوس
)
37- عشق ، سپیده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق . ( بالزاك
)
38- قبل از ازدواج درباره تربیت اطفال شش نظریه داشتم ، اما حالا شش فرزند دارم و دارای هیچ نظریه ای نیستم . ( لرد لوچستر)
39- مردانی كه می كوشند زن ها را درك كنند ، فقط موفق می شوند با آنها ازدواج كنند. ( بن بیكر)
40- با ازدواج ، مرد روی گذشته اش خط می كشد و زن روی آینده اش . ( سینكالویس
)
41- خوشحالی های واقعی بعد از ازدواج به دست می آید . ( پاستور )
42- ازدواج كنید، به هر وسیله ای كه می توانید. زیرا اگر زن خوبی گیرتان آمد بسیار خوشبخت خواهید شد و اگر گرفتار یك همسر بد شوید فیلسوف بزرگی می شوید. ( سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ یكی دو بار و پیش از رفتن به خواستگاری سه بار برای خودت دعا كن . ( یكی از دانشمندان لهستانی )
44- مطیع مرد باشید تا او شما را بپرستد. ( كارول بیكر)
45- من تنها با مردی ازدواج می كنم كه عتیقه شناس باشد تا هر چه پیرتر شدم، برای او عزیزتر باشم . ( آگاتا كریستی)
46- هر چه متأهلان بیشتر شوند ، جنایت ها كمتر خواهد شد. ( ولتر)
47- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد، چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند . ( جانسون )
48- زن ترجیح می دهد با مردی ازدواج كند كه زندگی خوبی نداشته باشد ، اما نمی تواند مردی را كه شنونده خوبی نیست ، تحمل كند. ( كینهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتی مشخص می شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پیدا می كنند. ( شاو)
50- وقتی برای عروسی ات خیلی هزینه كنی ، مهمان هایت را یك شب خوشحال می كنی و خودت را عمری ناراحت ! ( روزنامه نگار ایرلندی
)
51 – هیچ زنی در راه رضای خدا با مرد ازدواج نمی كند. ( ضرب المثل اسكاتلند
ی)
52 – با قرض اگر داماد شدی با خنده خداحافظی كن . ( ضرب المثل آلمانی
)
53 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره ی آن اظهار نظر كنی . ( شارل بودلر )
54 – دوام ازدواج یك قسمت رویِ محبت است و نُه قسمتش روی گذشت از خطا . ( ضرب المثل اسكاتلندی )
55 – ازدواج پدیده ای است برای تكامل مرد. ( مثل سانسكریت
)
56 – زناشویی غصه های خیالی و موهوم را به غصه نقد و موجود تبدیل می كند . (ضرب المثل آلمانی )
57 – ازدواج قرارداد دو نفره ای است كه در همه دنیا اعتبار دارد. ( مارك تواین )
58 – ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست هم تلخی و شوری دارد. هم تندی و ترشی و شیرینی و بی مزگی . (ولتر )
60 – تا ازدواج نكرده ای نمی توانی درباره آن اظهار نظر كنی. ( شارل بودلر )
آقایی از رفتن روزانه به سر کار خسته شده بود در حالیکه خانمش هر روز در خانه بود.
او می خواست زنش ببیند برای او در بیرون چه می گذرد.
بنابر این دعا کرد :
خدای عزیز :من هر روز سر کار می روم و 8 ساعت بیرونم در حالیکه خانمم فقط در خانه می ماندمن می خواهم او بداند برای من چه می گذرد؟
بنابراین لطفا اجازه بدین برای یک روز هم که شده ما جای همدیگه باشیم.
خداوند با معرفت بی انتهایش آرزوی این مرد را برآورد کرد .
صبح روز بعد مرد با اعتماد کامل همچون یک زن از خواب بیدار شد و برای همسرش صبحانه آماده کرد بچه هارو بیدا کرد و لباسهای مدرسه شونو اماده کرد براشون صبحانه داد ناهارشان را تو کوله پشتی شون گذاشت و به مدرسه برد.
خانه رو جارو کرد
- برای گرفتن سپرده به بانک رفت
- به بقالی رفت
- جای خواب )کجاوهء)گربه هارو تمیز کرد
- سگ رو حمام دادو ساعت یک بعد از ظهر بود و او عجله داشت برای درست کردن رختخوابها
- به کار انداختن لباسشویی
- جارو و گرد گیری
- تی کشیدن آشپز خانه
- رفتن به مدرسه برای آوردن بچه ها و سرو کله زدن با آنها در راه منزل
- آماده کردن شیر و خوردنیها و گرفتن برنامهءبچه ها برای کار خانه
- اتو کشی و مرتب کردن میز غذا خوری نگاه کردن تلویزیون حین اتو کشی در ساعت 4:30 بعد از ظهر و............ ......... .....(از ذکر انجام بقیه کارها فاکتور گیری شد.(
در ساعت 9:00 او از یک کار طاقت فرسای روزانه خسته شده بود او به رختخواب رفت در حالیکه باید رضایت .........
صبح روز بعد بلافاصله قبل از بیدار شدن از خواب گفت :
خدایا :من چه فکری می کردم من سخت در اشتباه بودم برای غبطه خوردن به موندن روزانه زنم در منزل لطفا و لطفا اجازه بده من به حالت اول خود برگردم
.
خداوند با معرفت لایتناهی خود جواب داد:
پسرم من احساس می کنم تو درست را یاد گرفتی و خوشحالم که می خواهی به شرایط خودت برگردی ولی تو فقط مجبوری نُه ماه صبر کنی زیرا تو دیشب حامله شدی!!!

حالا گیریم یکم هم در اثر شایعه پراکنی بعضیها گرون شده باشه، پس تسهیلات بانکی رو واسه چی گذاشتن؟

خوب قد پولتون جا گیر میاد دیگه...تو خیابون که نمیمونید.

حالا اتاق هم که نداشت...دلتون باید بزرگ باشه

کرایش هم که اونقدرها زیاد نیست..کار کنید جور میشه.

بریز و بپاشم دیگه باید یاد بگیرید بگذارید کنار...کمی صرفه جویی کنید.

یکم بیشتر...

یکم دیگه...

آهااااااا...دیدید گفتم مشکلی نیست

اصلا واسه چی قیافه بدبخت بیچاره ها رو به خودتون گرفتید؟ دیدید که کرایه هم براحتی جور شد.
دیگه چی میگین؟
مهناز یزدانی 22خرداد 1387
به بهانه روز مرد
------------ --------- --------- --------- --------- ------
HOW A SON/DAUGHTER THINKS OF HIS/HER DAD AT DIFFERENT AGES:
نحوه طرز تفکر دختر/پسر نسبت به پدرش در سنین مختلف
At 4 Years
My daddy is great.
4 سالگی: پدرم فوق العاده است.
At 6 Years
My daddy knows everybody.
پدرم همه چیزو رو می دونه
At 10 Years
My daddy is good but is short tempered
پدرم خوبه ولی زود از کوره در میره
At 12 Years
My daddy was very nice to me when I was young.
وقتی که نو جوان بودم پدرم با من خیلی خوب بود
At 14 Years
My daddy is getting fastidious.
پدرم داره سخت گیر می شه
At 16 Years
My daddy is not in line with the current times.
این مواقع پدرم با من سازگار نیست
At 18 Years
My daddy is becoming increasingly cranky.
پدرم به شدت بد اخلاق شده
At 20 Years
Oh! Its becoming difficult to tolerate daddy. Wonder how Mother puts
up with him.
وای خیلی سخته که پدر رو تحمل کرد. تعجب می کنم که مامان چه جوری تحملش می کنه!
At 25 Years
Daddy is objecting to everything.
پدرم به همه چیز ایراد می گیره
At 30 Years
It's becoming difficult to manage my son. I was so scared of my father
when I was young.
کنترل پسرم داره برام مشکل می شه. من وقتی همسن پسرم بودم از پدرم حساب می بردم
At 40 Years
Daddy brought me up with so much discipline. Even I should do the same.
پدرم به من انضباط رو آموخت حتی که الان باید من همون کارو بکنم
At 45 Years
I am baffled as to how my daddy brought us up.
گیج شدم که پدرم چه طوری مارو تربیت می کرد
At 50 Years
My daddy faced so many hardships to bring us up. I am unable to manage
a single son.
پدرم واسه ما با مشکلات زیادی رو برو شد ولی من از پس یه بچه هم بر نمیام
At 55 Years
My daddy was so far sighted and planned so many things for us. He is
one of his kind and unique.
پدرم خیلی دور اندیش و برنامه ریز بود. او در نوع خودش بی نظیر بود.
At 60 Years
My daddy is great.
Thus, it took 56 years to complete the cycle and come back to the 1st stage.
Realise the true value of your parents before its too late]
پدرم عالیه.
بدین گونه چرخه 56 سالگی پدرم برگشت به سر جای اولش.
ارزش واقعی والدین رو قبل از اینکه خیلی دیر بشه رو قدرش رو بدونید
توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود! بد آموزی داره
نخونید! ، اگر خوندید فحش ندید ، اگر فحش دادید به نویسنده ندید!
شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ""فال قهوه روسی یخ زده"" بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ""شوهرت واست یه انگشتر می خره"" خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
یکشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم کلاسهای "روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام کنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار!
دوشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممکنه طول بکشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
سه شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو که می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممکنه طول بکشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
چهارشنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار!
پنج شنبه
مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟
زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ""خسته "" شدم! چیه همش مثل کلفتها کنج خونه پخت و پز کنم! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
جمعه
مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟
زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی کشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بار شوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!
باید پس از خواندن سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی کیو شما را نشان میدهد (حالا زود باشین جواب بدین!)
1.بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟
2.اگر دکتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میکشد تا تمام قرصها خورده شود؟
3.من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را کوک کردم که 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟
4.عدد 30 را به نیم تقسیم کنید وعدد 10 را به حاصل آن اضافه کنید چه عددی به دست می اید؟
5.مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟
6.اگر تنها یک کبریت داشته باشید و وارد یک اتاق سرد و تاریک شوید که در آن یک بخاری نفتی یک چراغ نفتی و یک شمع باشد اول کدامیک را روشن میکنید؟
7.فردی خانه ای ساخته که هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیک میشود این خرس چه رنگی است؟
8.اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟
9.حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به کشتی برد؟
10.اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده کنید و 7 مسافر جدید را سوار کنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار کنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟
11.اگر در یک مسابقه دو نفر سوم از نفر دوم جلو بزنه چندم میشه؟
سلام دختر عمو!
- سلام پسر عمو!
- حالت چطوره دختر عمو؟
- اي، بد نيستم پسر عمو!
- با اين همه اسباب بازي كه تو داري بايدم بد نباشي دختر عمو!
- چه فايده پسر عمو، هيچكدوم از اينها كه به درد آيندم نمي خوره!
- مگه خبر نداري كه آيندت هم تأمين شده دختر عمو؟
- چطوري پسر عمو؟
- با اين، دختر عمو!
- اين چيه پسر عمو؟
- اين سند منگوله دار شش دانگ يك تيكه زمين اطراف شهره دختر عمو!
- تو برام خريدي پسر عمو؟
- نه بابا، تمام دار و ندار من همين يكدونه پستونكه دختر عمو! اين رو بابات با پول سود زميني كه هفته پيش خريده بود گرفته! مي گن قراره چند وقت ديگه تو اون مناطق ويلا سازي بشه، اونوقت قيمت زمينت اونقدر ميره بالا كه آينده خودت و من و بچه هامون و هفت نسل اون ورترمون هم تأمين ميشه دختر عمو!!!
- جدا پسر عمو؟
- آره، تا موقعي كه من و اين سند و باباي زمين خوارتو داري غم آينده رو نداشته باش دختر عمو!
یه پسره توی این شهر شلوغ دختری می بینه عاشقش می شه
میاد خونه تب می کنه مامانشو مدام اذیت می کنه
میاد میگه مامــــــــــــــــــان
یه دختری دیدم همتا نداره مادر
درد و بلاش به جونم درمون نداره مادر
من زن ندارم مادر موندم به خونه خواهر
از درده تنهایی تا صبح بیدارم مادر
من زن ندارم مادر موندم به خونه خواهر
از درده تنهایی سر درد گرفتم مادر
مامانه براش زن رو می گیره
ولی پسره دیگه خسته شده
میاد می گه زن نمی خوام
مامانه می گه چراااااااااااااااااااااا ؟؟؟؟؟
اصلا غلط کردم من زن گرفتم مادر
خرج ئه زن و بچه گردن گرفتم مادر
من زن نمی خوام مادر
مردم به جونه خواهر
از درده لنگه کفش تا صبح بیدارم مادر
من زن نمی خوام مادر
از درده بی پولی شبها بیدارم مادر
http://forum.mau.ac.ir/showthread.php?t=2418
اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. یعنی در این عمل فرد اونقدر خودشو میکشه که میمیره و این خود کشتن به علت وارد آمدن مصایب و رنجهای فراوان یا بالعکس صورت میگیره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نیست ولی بسیار هیجان انگیزه و به یه بار امتحانش میارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اینکه چند بارش هم مردم ولی همچین بگی نگی بدم نیومد.
برخلاف نظر خیلیها که میگن خودکشی خیلی راحت و سهله باید بگم نخییییییییر... اونجوریام نیست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشی هم جدا از این مطلب نیست.
اول از همه اون کسایی که می خوان خودکشی کنن رو دستهبندی میكنیم.
کسی که در عشقش شکست خورده.
کسی که ور شکست شده.
کسی که قاط زده (مثه من).
کسی که از زندگی خیر ندیده.
کسی که بدجوری روش فشار اومده.
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببینه.
و خلاصه هر کسی که یه جورایی به آخر خط رسیده.
افراد بالا، به هرحال مستقیم به جهنم میرن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه....
شما جزو كدامیك از دستههای بالا هستید؟
اگه هستید ادامه مطلب رو بخونید و گرنه یه دسته جدید برای خودتون ببازید و بعد بقیه شو بخونید.
حالا فرض میکنیم: طرف تنها میاد توی یه اتاق و در رو قفل میكنه و عزمشو برای خودکش جزم میكنه. به دور برش نگاه میكنه و این وسایل رو میبینه:
طناب
سیخ کباب
کبریت آغشته به بنزین
قرض دیاز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نایلون
چاقوی میوه بری
نخ کاموایی
سوزن لحاف دوزی
تیغ ریش تراشی مصرف شده
مرگ موش
خب... برای شروع بد نیست
ولی نظرتون رو به یه موضوع مهم ولی پیش پا افتاده، جلب میكنم: «تصویر و قیافه و دیسیپلین شما بعد از مردن خیلی مهمه.
فرض کنید درب اتاق شما رو میشکنن و شما رو در حالتی پیدا میکنن که از یه طناب از سقف آویزونید و دارید مثل پاندول ساعت تاب میخورید و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتیول از دهنتون آویزونه و صورتتون سیاه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی شلوارتون هم خیسه.
نه... خودتون جای تماشاگرا باشین، حالتون بهم نمیخوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمیده؟
قیافه شما بعد از خودکشی باید از همیشه معصومانه تر... از همیشه زیباتر و از همیشه دوست داشتنیتر باشه تا دل همه حسابی بسوزه
با این حساب، دور حلق آویز کردن... خودسوزی... و خفهگی با گاز رو خط بگیرید.
یه بنده خدایی از دوستان، خیلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش یه ابتکاره.
ایشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای دیگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد.
فقط بدی کارش این بود که هیچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بیرون نکشید... چون به هر حال کار کثیفیه. حالا خودتون قضاوت کنید. این خودکشی ترحم کسی رو بر میانگیزه؟
یا اونایی که روی سرشون نایلون میکشن و دور گردنشون روی نایلون رو با طناب میبندن و یا اونایی که خودشون رو جلوی ماشین میندازن و له میشن... اینا همشون دیوونهان.
خودکشی ایدهآل خودکشی است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثیرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه.
ژاپونیها یه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به این صورت که یه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سینه فرو میکنن توی قلبشون. البته این کار یه کم درد داره. یه جورایی حس می کنید که توی سینه تون آب جوش داره قل میزنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بدیش اینه که حتما میمیرید.
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نمیرید.
اول خوب فکراتونو بکنین بعد خودتونو بکشید.
یه موضوع مهم توی خودکشی، پشیمونی دیرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسایی که خودشون رو میکشن، وسط یا آخر کار پشیمون میشن و این در حالیه که هیچ راهی برای برگشت نیست. یه یارویی برای خودکشی یه تیکه پارچه رو گلوله میکنه و فرو میکنه توی حلقش و با ته گوشکوب میده بره پایین ولی همون لحظه پشیمون میشه و این درحالیه که داره خفه میشه... یارو میدوه بیرون و از شدت عجله از روی پلههای آپارتمان پرت میشه پایین و میمیره... و جالب اینکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگی.
نکته مهم دیگه اینه که مدت خود کشی نباید زیاد طولانی باشه.
مثلا فرض کنید در نوع رگ زدن خیلی طول میکشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمین و لباساتون رو هم در نظر بگیرید.
یا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بمیرید بلکه خونه و بقیه رو هم بفرستید روی هوا...پس عاقلانه تر رفتار کنید
تا حالا به چند نتیجه مهم رسیدیم كه سعی كنید در خودكشی حتما این نكات را مدنظر قرار دهید:
زمان خودکشی رو درست انتخاب کنید. (بهترین موقع بعدازظهر ساعت شش)
مبادا بعد از خودکشی از ریخت و قیافه بیفتید.
بهترین لباستونو تنتون کنید.
حتما یه یادداشت بذارید و علت خودکشی رو شرح بدید و انگشت هم بزنید.
خواهشا زیاد کثیف کاری نکنید.
موقع خودکشی لبخند بزنید تا لبخند روی لبتون باقی بمونه.
لطفا چشاتونو باز نذارید چون خیلی وحشتناکه.
یه بسته دستمال کاغذی حتما روی میزتون باشه.
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنید. (پلیسا ببینن خوب نیست)
رد انگشتتونو همه جا بمالید تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتید.
یه جوری خودکشی کنید که دوباره بشه زنده تون کرد.
دلیلتون برای خودکشی قانع کننده باشه.
برای مسایل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما یه فال حافظ بگیرید.
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک یادتون نره.
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشی.
اگه توی دستتون یه گل سرخ باشه صحنه خیلی رمانتیکتر و رویاییتر به نظر میاد و اشک آورتره.
در اتاق رو حتما قفل کنید که جریان هیجان انگیزتر باشه.
قبل از خودکشی حتما گریه کنید . صورتتون اشک آلود باشه.
خودتونو برای رفتن به جهنم رفتن آماده کنید.
حالا جدیدترین و راحتترین روشهای خودکشی:
برای جنس نرینه...
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنید.
تمام تن و سرتونو ببرید زیر پتو.
خیلی آروم نوک انگشتاتونو از زیر پتو بیرون بیارید و جوراباتونو ببرید زیر پتو.
هیچ راه نفوذی برای هوا نذارید.
یک ساعت بعد... شما مردید.
خدا رحمتتون کنه..
برای جنس مادینه...
«سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنید.
برید زیر پتو.
اتاق حتما کاملا تاریک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببندید و فرض کنید یه موش خوشگل داره روی تنتون راه میره.
خواهش میکنم جیغ نزنید و بدون سر و صدا از وحشت زیاد بمیرید.
مرسی...
توی جهنم میبینمتون.
یه جور خودکشی که بیشتر بین شکموها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. این نوع خودکشی خیلی حال داره چون حداقل گشنه نمیمیری! و خوبی مهم ترش اینه که به سر منزل مقصود هم نمیرسی و معمولا زنده میمونی. نمونهاش اینكه: یه بنده خدایی که با سیتا قرص دیازپام خودکشی کرد و دور و بریها به هوای اینکه مرده خاکش كردند و یارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد ودید: ای دل غافل... همه جا سیاهه و یه موش هم داره انگشت پاشو میجوه. زنده بگوری خداییش وحشتناکه..
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد.
خر به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد.
خدا سگ را آفرید و به او گفت:
تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد.
سگ به خداوند پاسخ داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد.
خدا میمون را آفرید و به او گفت:
تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.
میمون به خداوند پاسخ داد:
بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت:
تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
انسان گفت:
سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده. و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد.
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند!
و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند، و مثل خر بار می برد!
و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد!
و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند!
و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست!
1- هر وقت از شما چيزي خواستند توجه نكنيد بعد بگوييد : چي؟
2- شب چراغ را روشن بگذارييد و بگوييد درس دارم.
3- غذا را با دهان باز بجويد.
4- پول توجيبي آنها ر از پدر و مادرتان بگيرييد و بگوييد به آنها ميدهم بعد ندهيد.
5- سر غذا از استفراغ دوستتان سر كلاس بگوييد.
6- ليوان پر از آب آنها را برداريد.
7- كتابهاي آنها را به دوستانتان بدهيد.
8- كتابهاي آنها را خط خطي كنيد.
9- هرگز از كار بدي كه انجام داه ايد عذر خواهي نكنيد.
10- سعي كنيد چاقي دوستتان را به بزرگي آنها مثال بزنيد.
11- كتاب درسي روزانه ي آنها را اشتباهي با خود به مدرسه ببريد.
12- از همه كارهاي آنها عيب بگيريد.
13- سوالهاي رياضي خود را از آنها بپرسيد....(سخت ها را ).
14- موقع مواخذه شدن توسط پدر يا مادرتان آنها را مقصر بدانيد.
15- خوراكي آنها را بخوريد.
16- آهنگهايي كه آنها از آن متنفر هستند را گوش بدهيد.
17- از وسايل آنها استفاده كنيد...( بدون اجازه).
18- در تابستان ها شبها روي آنها پتو بيندازيد.
19- در تابستان ها كولر را خاموش كنيد و بگوييد آنها خاموش كرده اند.
20- روزهاي جمعه كه آنها خوابند ساعت كوك كنيد.
21- در مواقع حساس فيلم به طور اتفاقي كانال را عوض كنيد.
22- وسايل مورد علاقه آنها را استفاده كنيد و به طور اتفاقي خراب كنيد.
23- از اسپري آنها استفاده كنيد.
24- دفتر چه خاطرات آنها را بخوانيد.
25- اداي آنها را در بياوريد (بايد با صدايآنها باشد تا عمل كند).
26- وقتي كه كتاب مي خوانند چراغ را خاموش كنيد.
27- از آنها پيش پدر و مادر شكايت كنيد.
28-آنها را از ديدن فيلم مورد علاقه منع كنيد.
29- وقتي در دستشويي هستند در را محكم بزنيد و بگوييد فوري است.
30- وقتي ژل زده اند آب روي آنها بريزيد.
آقايان ، آقا پسرها ، مردان مجرد و متاهل ، افراد ذکور جامعه ...
آيا تا کنون با خود انديشيده ايد که به چه دليل خدمت مقدس سربازي اجباريست ؟
چرا از قديم و نديم گفته اند که تا خدمت نروي مرد نمي شوي ؟!
چرا اکثر مردان موفق ، عامل اصلي اين موفقيتشان را ۲ سال خدمت سربازي مي دانند ؟!
چرا ۹/۹۹درصد خانواده هاي دختر دار حاضر نيستند به پسري که هنوز خدمت نرفته دختر بدهند ؟!
و چرا اکثر پسرهايي که قبل از سربازي رفتن زن مي گيرند در آينده با مشکلاتي مواجه مي شوند؟!
هدف از طرح اين سوالات ، آماده کردن ذهن شما خوانندگان محترم جهت پي بردن به عمق فاجعه مي باشد !
پاسخ تمام سوالات فوق در يک جمله خلاصه مي شود و آن اين است که ( خدمت سربازي يک دوران آموزشي و تمريني است جهت آشنايي هر چه بيشتر و بهتر آقايان مجرد با زندگي زناشويي ! )
بله ، درست شنيديد . شباهت هاي انکار ناپذير ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي آنقدر زياد است که از ديرباز ، در اکثر کشور هاي دنيا خدمت سربازي اجباري را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشيد ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) براي ۲ سال طعم زندگي مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آينده ، زياد احساس رنج و عذاب نکنند !
و اما شباهتهاي ميان خدمت سربازي و زندگي زناشويي براي آقايان :
۱- چه در خدمت سربازي و چه در زندگي زناشويي ، چه بخواهي و چه نخواهي کچل خواهي شد و يا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته اين کچلي در خدمت سربازي توسط ماشين اصلاح و در زندگي مشترک توسط عواملي چون : استرس شديد ، سوء تغذيه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهيتابه روغن داغ روي سر و ... صورت مي گيرد ! نا گفته نماند که اين کچلي در آقايان به نسبت نوع مو ، جنس ريشه مو ، عوامل ارثي و ... متفاوت است ولي به هر حال به قول معروف : دير و زود داره ولي بالاخره هممون کل پا مي شيم !
۲- شباهت بعدي در زمينه داشتن فرمانده و بعبارتي ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و يا منزل مسکوني مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردي يک فرمانبردار بي چون و چرا محسوب مي شود که اگر طالب جان و سلامتي جسمي و روحيش مي باشد ، بايد تمام فرامين فرمانده و يا همسر خود را بر روي تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطي از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخي جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازي ) و افتادن توي سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توي چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بيرون ، گشنگي و تشنگي کشيدن و ... ( در زندگي زناشويي ) نخواهد داشت !
۳- شباهت سوم در اين نکته اقتصادي خلاصه مي شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، ميزان پولي که در آخر برج به دست او خواهد رسيد ، فقط به ميزانيست که کفاف بر طرف کردن نيازهاي اساسي او را بدهد و چيزي جهت پس انداز کردن و يا خرج کردن در زمينه هايي غير از نيازهاي اساسي نخواهد ماند و در اين ميان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بريزند ، فرقي به حال فرمانده يا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثيري در جهت افزايش مستمري آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا يکي بايد کار کنه تا اون يکي حال کنه !
۴- از ديگر شباهتهاي موجود ميان اين دو قشر آسيب پذير جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدين معنا که هر پسري پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگي در خانه پدري را مي فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو مي کند که اي کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر مي برد و ايضا خودش را نيز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهاي شيرين را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک ديگر کسي غذاي مفت به او نمي دهد ، لباسهايش را نمي شويد و اتو نمي زند ، کسي نازش را نمي کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهاي شخصي اش و نيز کارهاي چند نفر ديگر مي باشد !
۵- از ديگر شباهتها مي توان به اين نکته اشاره کرد که اکثر سربازي رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در اين ايام ، هر روز به اندازه يکسال براي آنها مي گذرد و ثانيه ها حکم ساعت را پيدا مي کنند که به احتمال زياد دليل آن ، مواردي مشابه موارد فوق مي باشد !
۶- و در نهايت اينکه چند ماه پس از آنکه کارت پايان خدمت يا قباله ازدواج را دريافت کرديد ، صداي خواندن اين شعر معروف در گوشتان خواهد پيچيد که : ( گول خوردي آي گول خوردي ! )
زيرا آن موقع است که تازه دوزاريتان جا مي افتد که با اين کارت و قباله نه کاري به آدم مي دهند و نه وام ازدواج و نه خيلي از چيزهاي ديگر که شما را به بهانه آنها در اين راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهيد شد که تنها مورد استفاده اي که براي شما خواهند داشت اين است که مي توانيد از آنها براي امانت دادن به کلوپ جهت کرايه فيلم استفاده نماييد !!!
|
مجموع پستها: 13 (0.03 ميانگين پستها در روز) |
|
آخرین ارسال: |
1- هرگاه حرف ب ساکن قبل از ر بیاید جای آنها عوض می شود:
مثال: کبریت <-- کربیت تبریز <-- تربیز
2- حرف گ در اول کلمه ق و در سایر موقعیتها ج ادا میشود:
مثال: گازوئیل <-- قازوئیل تگرگ <-- تجرج کامپیوتر <-- قامپیوتیر
3- گاه حرف ه در آخر کلمه به ی و در برخی انواع گویش به صدای او تبدیل میشود:
مثال:
گوجه فرنگی <-- قوجی فرنجی (یا همان گیرمیز بادمجان)
ماهی تابه <-- مایتابو
4- صدای ق به صدای گ و حرف گ در اول کلمه با صدای ق ادا می شود. در برخی موارد ق حذف میشود:
مثال:
قند <-- گند
گلابی <-- قلابی
آقای رئیس <-- آی رئیس
5- گاه حرف ی بعد از حرف با صدای کسره با صدای و تلفظ میشود:
مدیر<-- مدور
6- بعد از حروفی که در کلمه با صدای کسره ادا میشوند یک ی اضافه میشود:
مثال:
مثال <-- میثال
ابتدا <-- ایبتیدا
چراغ <-- چیراگ
3- حرف ک هیچگاه با صدای ک ادا نشده و بسته به موقعیت حرف در کلمه، موقعیت کلمه در جمله، نوع وضع عصبی گوینده، محل تولد گوینده، وضع آب و هوا و ... با صدای ش خ چ ق ادا شده و گاه اصلا ادا نمی شود:
مثال: من به تک تک سوالات شما پاسخ خواهم داد <-- من بی تشتچ سوالات شما پاسخ خواهم داد.
مرتیکه کثافت درست رانندگی کن <-- مرتیچه چثافت درست رانندجی قن
سلام آقای دکتر <-- سلام آی دتر
زبان بیسیک <-- زبان بیسیخ
چکار می کنی؟ <-- چخار موقونو ؟
4- معمولا افعال در حالت اول شخص به صورت دوم شخص بیان میشوند.
من با شما نبودم <-- من به شما نبودی !
5- ضمیر ملکی متصل دوم شخص به صورت سوم شخص بیان میشود:
حالت خوبه ؟ <-- حالش خوبی ؟
من که چیزی یاد نگرفتم ، استثنا زیاد داره !!!
http://forum.mau.ac.ir/showthread.php?t=2397
شما دانشجوهایی که ادعاتون میشه مخین بیاید اینو حل کنین
این مساله رو انیشتین تو قرن نوزدهم مطرح کرده و گفته نود و هشت در صد مردم دنیا قادر به حل کردن اون نیستند .
اگه فکر میکنی که مساله خسته کننده و کسل کننده یی سخت در اشتباهی حداقل بفهمید جزء کدوم دسته از آدماین و اما مساله :
1- در یک خیابون پنج خونه وجود داره که با 5 رنگ متفاوت رنگ شده
2- تو هر خونه یه نفر با ملیت متفاوت با بقیه زندگی میکنه
3- هر کدوم از پنج صاحب خونه یه نوشیدنی متفاوت ، یه مارک سیگار متفاوت دوست داره و یه حیوون متفاوت تو خونه نگهداری میکنه
ادامه مطلب...
پسرک با جثه لاغر و نحیف همیشه تمرین می کرد همیشه تلاش می کرد بهترین بازی رو توی تیم فوتبال ارائه بده اما مربی همیشه این فرصت رو از اون می گرفت و در زمان مسابقه ها همیشه روی نیمکت ذخیره ها می نشست و بازی رو از اونجا تماشا می کرد اما هیچ وقت نا امید نمی شد. سالها میگذشت و در این میان تیم برای مسابقه به شهرهای مختلف می رفت اما او همچنان نیمکت نشین بود و در این بین پدرش همیشه در تمام مسابقات او حضور داشت و تیم پسرش را تشویق می کرد ولو آنکه او در آن تیم بازی نمی کرد.
پسرک به جوانی برومند اما همچنان نحیف تبدیل شد او به تمرینات خود ادامه می داد ولی در مسابقات شرکت نمی کرد و پدرش نیز همیشه در سکوی تماشاچیان تیم او را تشویق میکرد و بعد از بازی پسر ش را به ادامه تمرین وبهتر شدن تشویق می کرد.
در این میان روزی پدر فوت کرد و پسر تنها حامی خود را از دست داد و بسیار اندوهگین شد مربی چون به او احتیاج نداشت به او گفت که می تواند تا بهتر شدن حالش سر تمرینات حضور نیابد.اما هفته بعد تیم پسر با یک باشگاه بزرگ مسابقه مهمی داشت .تیم پسر دچار بحران شدیدی شده بود و با چند گل خورده در حال شکست قطعی بود و همه به این باور رسیده بودند که تیم مقابل پیروز میدان است. در این میان پسر وارد استادیوم شد و به سوی مربی رفت و گفت شما تا کنون بازنده این میدان هستید بنابراین همه چیز را ازدست داده اید پس حداقل بگذارید من هم بازی کنم شاید بتوانم امتیازی را برای تیم بیاورم اما مربی به هیچ عنوان قبول نمی کرد اما با اصرار پسر بالاخره مربی حاضر به انجام این تعویض شد.پسر در عین ناباوری همگان وارد زمین شد در حالیکه هیچ کس وی رانمی شناخت اما او آنچنان بازی کرد که همه را شگفت زده کرد.وجود این پسر در ترکیب تیم باعث شد نتیجه مسابقه عوض شود و با زدن 2 گل تیم پسر برنده از بازی بیرون بیاید و پسر به عنوان بازیکن برتر میدان شناخته شود.مربی بعد از مسابقه از پسر پرسید چه انگیزه ای باعث شد که تو اینچنین اصرار به بازی کردن بکنی و به این زیبایی بازی کنی.پسر گفت: تا پیش از این پدرم همیشه در استادیوم بود و من را تشویق می کرد در حالی که او نابینا بود و این اولین باری بود که می توانست بازی من را بیند و می خواستم ببیند که پسرش چه زیبا بازی می کند....
» روزت مبارک بابایی
در دشت زندگی اگر من شاخه برگی لرزان و پریشانم این درخت استوا ر تکیه گاه من است.
اگردر دریای زندگی موجی سرگردانم او ساحل آرامش من است.
اگر در آسمان زندگی پرنده ای بال وپر شکسته ام اوآشیانه امید من است .
وشوق پرواز من ...
۱ - او همگام با شما است
ناگهان متوجه میشوید که او همه جا حضور دارد. او "بطور اتفاقی" هر کجا شما هستید پیدایش می شود، یا در راه روی محل کارتان مرتب جلوی شما قدم میزند، یا "تصادفی" به شما برخورد میکند، یا در میهمانی در اطراف شما مانور می دهد.
آنچه که او انجام میدهد تلاش برای جلب توجه شما است، و بـرای این اسـت که خود را در موقعیتی قرار دهد تا شما "قدم اول" را بردارید. مسئله اینـجا اسـت کــه بـسـیـاری از مردان نسبت به این عمل زنان بیتوجه هستند و به همین دلیـل بسیاری از فرصت ها را از دست میدهند. مردان مستقیم عمل می کنند، زنان غیر مستقیم. بنابرایـن اگر زنـی مکررا" شروع به قـرار گـرفـتـن سـر راه شـما نـمود، احتمال اینکه او اینکار را عمدا" انـجام میدهد زیاد است.
2 - او حرکاتی بخصوص انجام می دهد
یک جمله قدیمی می گوید:"جسم دروغ نمی گوید." طبیعت بشر را جوری برنامه ریزی نموده که هنـگام ابـراز عـلاقه بـی اخـتیـار شـروع بـه انـجام یـک سـری حرکات جسمانی مشخص میکند. این اعمال غیر شفاهـی از گـشاد شـدن چشم هنگام نظاره به چیزی جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس کردن، متغیر است.
در اینجا برخی از علائم زبان جسمانی را مشاهده میکنید:
° اشاره نمودن در جهت شما با پاها یا شانه ها
° خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
° بازی کردن با مو و دست کشیدن لای موها
° نوازش کردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عینک
° چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
° تقلید از حرکات شما ( مثلا" اگر دست خود را روی میز بگذارید او هم همین کار را میکند.)
° لبخند زدن هنگامیکه شما او را برانداز میکنید.
اگر برخی از این علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نمودید، تقریبا" می توانید مطمئن شوید که او چراغ سبز شروع رابطه برای ازدواج را دارد به شما نشان میدهد.
http://forum.mau.ac.ir/showthread.php?t=2427
كمبود شدید خواب و كاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه !
رواج فرهنگ غلط پاچه خاری برای اساتید
چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی !
سردرد حاصل از تمركز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب!
افزایش ادب به طور چشمگیر برای گرفتن جزوه از هر كسی مخصوصا دخترای خرخون
ادامه مطلب...







